X
تبلیغات
عطر گل مریم

عطر گل مریم

عطر گل مریم

حس مبهم !



میترسم دست دلم پیش مردم شهر رو شود

همه ببینند  آنکه سالهاست در طالع دستانم است در آغوشم خوابیده است . .


    امروز ،
    آرام ترین
    لحظه ی دلگیر کننده ی
    ناب ِ دنیاست !
 

مهدیه لطیفی


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 16:24  توسط غریبه  | 

عطر گل مریم !


به خانه ام بیا
و نام مرا مریم صدا کن
بگذار شاخه گل مریم
از صدای تو در ژرفاها بروید
و مست کند
اندوه های شناور را
خانه ام
و نام مرا.

 

مریم اسحاقی

هم بیقرارم کن هم بیقرارم باش . . . .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 21:23  توسط غریبه  | 

نیمه شبم پر شده از خیالت !



سرخوش ام !

آنقدر سرخوش که خواب هم از شادی چشمانم گریزان است !


حاکم که شدی دل را حکم کن !

من به دل می بازم و تو برنده ی این بازی خواهی شد . . . 

صدایت پیچیده در سرم

چون پیچکی

دور دیواری قدیمی


سامره حمیدیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 0:47  توسط غریبه  | 

تو از قبله ی من گرفتی خدا را

پاییز هم گذشت با برگ های زرد و نارنجی 

با باران های گاه و بیگاه با نم نم آهنگ قطره های ریزش

   پاییز هم گذشت با خورشید سرد و بیروح اش

با غروب های دلگیر و غم انگیزش

پاییز هم گذشت با همه ی رنگ امیزی عجیب و قشنگش 

حالا نوبته سرمای زمستون و سفیدی برف و چای داغ و دستکش های چرمی ست 

زمستان سلام به دل گرم ما خوش آمدی . .



مرا ببوس

روزهاي سختي در پيش است

بگذار تورا

كمي پس انداز كنم!!


رضا كاظمي


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 17:32  توسط غریبه  |