عطر گل مریم



میترسم دست دلم پیش مردم شهر رو شود

همه ببینند  آنکه سالهاست در طالع دستانم است در آغوشم خوابیده است . .


    امروز ،
    آرام ترین
    لحظه ی دلگیر کننده ی
    ناب ِ دنیاست !
 

مهدیه لطیفی


نوشته شده توسط غریبه در ساعت 16:24 | لینک  | 


به خانه ام بیا
و نام مرا مریم صدا کن
بگذار شاخه گل مریم
از صدای تو در ژرفاها بروید
و مست کند
اندوه های شناور را
خانه ام
و نام مرا.

 

مریم اسحاقی

هم بیقرارم کن هم بیقرارم باش . . . .


نوشته شده توسط غریبه در ساعت 21:23 | لینک  | 



سرخوش ام !

آنقدر سرخوش که خواب هم از شادی چشمانم گریزان است !


حاکم که شدی دل را حکم کن !

من به دل می بازم و تو برنده ی این بازی خواهی شد . . . 

صدایت پیچیده در سرم

چون پیچکی

دور دیواری قدیمی


سامره حمیدیان

نوشته شده توسط غریبه در ساعت 0:47 | لینک  | 

پاییز هم گذشت با برگ های زرد و نارنجی 

با باران های گاه و بیگاه با نم نم آهنگ قطره های ریزش

   پاییز هم گذشت با خورشید سرد و بیروح اش

با غروب های دلگیر و غم انگیزش

پاییز هم گذشت با همه ی رنگ امیزی عجیب و قشنگش 

حالا نوبته سرمای زمستون و سفیدی برف و چای داغ و دستکش های چرمی ست 

زمستان سلام به دل گرم ما خوش آمدی . .



مرا ببوس

روزهاي سختي در پيش است

بگذار تورا

كمي پس انداز كنم!!


رضا كاظمي


نوشته شده توسط غریبه در ساعت 17:32 | لینک  |