تبليغاتX
عطر گل مریم
 
عطر گل مریم
 
 

 با عشقت به دلم

آتش میزنی !

بی خیالیت آزارم نمیدهد

فقط

در میان آتش

جرعه ای از لبانت میخواهم . . .

 

آب می شوی برف


وقتی بشنوی چه به روز من آوردی

 

( شمس لنگرودی )

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:13  توسط غریبه  | 
 

پروانه اي ميشوم

در ميان گلبرگ هاي تنت ،

مراقبم باش

نفشاري ام . . . .

 

دل
دلیلی نبود
  برای لیلی

ممنون مجنونم
مدیون دیوانگی

که هنوز
       عاشقم

(سينا به منش)

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 10:7  توسط غریبه  | 
 

میروم دریا !

برایت سوغاتی نه صدای بی تاب موج ،   نه انبوه ابرهاي تيره ، نه يك دل به دريا زده ،

نه بي قراري  آبي دريا  ، نه برگ هاي پاييزي بارون خورده ،

كه فقط برايت عطر نارنج و كلوچه ي شيرين مي آورم .

 

 

عاشق شو

و شعرهای ناتمامِ مرا

                          تمام کن!

( رضا كاظمي )

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:23  توسط غریبه  | 
 

آمده بودم تلافی کنم


تمام آن همه لب را


که باز نکردم


برای گفتن یک حرف ساده


اما سخت :


دوستت دارم

( موسا مقدم )

ميخواهم روزي هزار بار بنويسم دوستت دارم مثل جريمه هاي زمان كودكي !

فقط بخاطر اينكه داشتمت و نگفتم دوستت دارم .......

مهربانم مي كند

با اين آتش

صداي تو كه مي بارد

 ورنه

هفت دريا حريف نيست

حریق  دلم را

( موسا مقدم )

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 8:41  توسط غریبه  | 
 

کاری نکن که در این سردی و دلگیری پاییزی تنهای، تنها شوم !

تو كه نميخواهي من زير نم نم باران  ،

روي برگ هاي ريخته شده  در كف خيابان ،

در غروب سرد پاييز  فقط با خيالت  از اول خيابان ولي عصر تا انتهاي آن قدم بزنم !

تو كه نميخواهي كاري كني كه من فقط با خيالت باشم ! ميخواهي ؟؟

 

آن‌قدر خلاف موج  شنا خواهم كرد

تا رودخانه مسيرش را عوض كند


يا غرق شوم

در خوابي

كه براي تو ديده‌ام

( شهاب مقربين )

 

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:20  توسط غریبه  | 
 

 

می خواهم از مدار چشمانت

به

استوایی ترین نقطه آغوشت برسم ..............

 

بیا که بی دست تو

نوازش هم شکنجه است . . .

 

(رویا وکیلی )

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:24  توسط غریبه  | 
 

شیرین ترین قسمت زندگی ام

 

چشم های عسلی توست . . . .

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 10:13  توسط غریبه  | 
 

بیا مانند کودکی از روی تمامی خانه های زندگی با یک پرش گذر کنیم !

در خانه ی آخر  من و تو با هم برنده می شویم  !

 

زنگ می‌زدی
یک تلفن کوچک
دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم
مداد و مسواک و مسکن
نه
مسکن هم بر نمی‌داشتم
دامن و لباس خواب فقط
بعد
سفر که نه
گم می‌شدیم

 

سارا محمدی اردهالی

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 10:18  توسط غریبه  | 
 

در را بگشای چشم های پشت پنجره بی قرار توست ..........

 

 

درشکه ای می خواهم سیاه


که یاد تو را با خود ببرد


یا نه


نه


یاد تو باشد مرا با خود ببرد
.

کیکاووس یاکیده

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:54  توسط غریبه  | 
 

حركت آهسته و كند عقربه ها

وقتي تو نيستي  روي دلم  سنگيني ميكند .

من از افسانه ها پریده ام بیرون

تمام راه را لی لی آمده ام

قدمی یک بار زمین خورده ام

و از سر انگشتانم ترانه می چکد

من دختر ققنوسم

از خاکسترم عشق شما جان می گیرد

( مهديه لطيفي )

  نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:33  توسط غریبه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM