عطر گل مریم

عطر گل مریم

عطر تو این اتاق را پر کرده است ، این هوا ، اون هوای سابق نیست

 

از من پرسید با هم چه نسبتی دارید؟

من خندیدم و گفتم : دوستش دارم !!

ببین چقدر بهم! نزدیک است.

 

 

طعم پاییز و میشه از نسیم صبحگاهی چشید . . . . 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 11:55  توسط غریبه  | 

بیا و برای این دوست داشتن ت فکری بکن جا نمی شود در من !

 

   حتی صدای همین کلاغ پاییزی

         دوست داشتن ات را در من

         تشدید می کند

( عباس حسین نژاد )

 

 

مهرت آنچنان به دلم گره خورده است

 

که هیچ پاییزی نمی توند برگ های باورم را زرد کند .

 

 

 

تو صدایم میزنی و

 

فصلی عوض می شود 

 

و در این چرخه ی ابدی

 

من هنوز

 

به دنبال سیاه چاله ای

 

برای پرت شدن

 

به جهان تو می‌گردم

( مریم ملک دار)

( عنوان پست از عباس حسین نژاد )

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 15:43  توسط غریبه  | 

فالگیر می گفت پاییز امسال می آیی ... و من میشوم خرافاتی ترین آدم روی زمین ...

 

اگر بدانی

وقتی نیستی

چقدر بیهوده ام، تلخم، خراب و هیچم...

اگر بدانی فقط

هیچ وقت نمی روی

حتی به خواب...

( عباس معروفی)

در همان خیابان که از هم جدا شدیم 

همان کافه ،  پشت همان میز هر روز عصر به انتظار می نشینم 

میدانم میایی فقط بگو وقت برگشت کدام لباست را می پوشی !!!

لب های تو
شبیه مسئله های ریاضی
شیرین اند
و من دلم می خواهد
هر بار
از راهی تازه
امتحانشان کنم!

( احسان نصری )

قایقت می شوم

بادبانم باش

بگذار هر چه حرف پشت سرمان می زنند مردم

باد هوا شود دورترمان کند...

 

رضا کاظمی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 15:58  توسط غریبه  | 

لبخند خنک !!!

 

همین که می خواهم باور کنم
همه ی روز هایی را که با تو در این خانه زندگی کرده ام
خواب بوده اند..
دکمه ی پیراهنت را پیدا می کنم!

( زهرا  اسکندری) 

 

میشه گرمای مردادی و هوای داغ را 

 با یه لیوان شربت سگنجبین که پر از یخ باشه

طوری که سردی لیوان لبخند را روی لبات بیاره سر کشید !

کنار نامت نقطه میگذارم 

حالا جز ماندن 

راه دیگری نداری . . . 

( رویا نوری)

 

تنهایی مهربان ترم کرده ،

شبیه سربازی که...

از روی برجک دیده بانی

برای تک تیرانداز آن سوی مرز

دست تکان می دهد .

 

(حامد ابراهیم پور)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 17:32  توسط غریبه  | 

کاری که چشمانتــــ با من کرد شاخه نبات با حافظ نکرد!!

گروه اینترنتی ایران سان

بیا  سر همان کوچه که بار اول هم را دیدیم !

میخواهم دوباره عاشقم شوی . . . 

 

دل نــبــــــر

 به فتح یا به ضم "ب" فرقی نمی کند

هر دویش جرم است!

 

بهمن عطایی

 

زن است دیگر بعضی اوقات بی دلیل بداخلاقی میکند .

 

جـــای خالیتـــــ را

نه کتاب پـــر می کند

نه چیپــس و ماست

و نه حتی سیگـــار...

مـــن دلــــم بغــــل می خواهـــد...!

ناصر رعیت نواز

ببخشید که دوست داشتنم باعث آزارت میشود 

 

می‌ آیــی‌ قــایـــم بـاشکــــ بــازی کنیم؟

مــن چشــم بــر زیبــایی‌ تـو بگــذارم

و  تــــو

آرام در آغــوشــــم پــنـــهان شـــو!

(بهرنگ قاسمی)

 

( شعر عنوان پست از ناصر رعیت نواز )

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 14:25  توسط غریبه  | 

من درد دارم شانه ای مردانه میخواهم . . .

 

 

امروز آخرین روز از اولین ماه فصل تابستان بود .

وقتی از گرمای وحشتناک هوا کلافه میشوم 

خنکای نگاه چشم های عسلی ات  بدجور به دل می نشیند !

دو چشم

تنها دو چشم کوچک داشتم

و این برای دنبال کسی گشتن

در جهانی که خیلی بزرگ بود

میان اینهمه آدم

خیلی

خیلی

کم بود .  

( رویا شاه حسین زاده )

 

دلم هوای دریا کرده! کاش یکی مرا مهمان وسعت زلالش میکرد .

 

دریایی بی کران است
آغوش تو

و من همچون رودی بی قرار
به هر دری می زنم
تا به سوی تو سرازیر شوم

( احسان نصری )

تقدیم به کسی که مرا به شعر پیوند میزند 

 

 

شعر تنها دسته گلی ست

 

که من در غیبت تو

 

هر روز

 

به آب می دهم..

 

 (ماندانا پیرزاده)

( عنوان پست از علیرضا بدیع زاده )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 20:37  توسط غریبه  | 

دارد هِی دوُرِ خودَش می‌چرخد/ نگفتم ‌که این‌همه راه نرو / هوایی‌می‌شود زمین

 

 

امروز بی خودی  دلم گرفته و بی حوصله ام !

 

شاید
این برای بی‌ نهایت مین بار است
که می گویم دوستت دارم

با دارم دارم که آغوش پر نمی شود
کمی‌ نزدیکتر بیا خسیس...

(بهرنگ قاسمی)

 

هوای گرم کلافه ام میکند !

جلوی باد کولر یخ میکنم !

هیچ آهنگی شادم نمیکند !

با هیچ بغضی گریه ام نمیگیرد !

 

تو را باید به دستور زبان اضافه کنند،
تو
ضمیر ناخودآگاه شعرهای منی...

(کامران رسول زاده)

 

گوشه ی زندگیم جای کسی خالی ست .

 

وقتي مي گويند نيست
كاغذ را گفته باشند يا برق را
فرق ندارد
من ياد تو مي افتم...

(علیرضا روشن)

خوشبختی مثل ماهی قرمز سفره هفت سین است 

یا زود می میرد  یا از دستتمان فرار میکند !!!

هر شب که می خوابم
می گویم صبح که آمدی
با شاخه ای گل سرخ
وانمود میکنم هیچ دلتنگ نبودم

صبح که بیدار میشوم
می گویم
شب
با چمدانی بزرگ می آید
و دیگر نمی رود

(کیکاووس یاکیده)

( عنوان پست از افشین صالحی )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 15:6  توسط غریبه  | 

در جمله سازي لبهايت / از ماضي بعيد بيزارم / دلم يك حال ساده مي خواهد !

 

 

 

تمام فاصله ها را بردار 

چشمان من دور را نمی بینند 

برای دیدنت نزدیک تر بیا !!!

 

تو قول بده گرگ بشوی

          و به گله دل من بزنی

من قسم می خورم

چوپان دروغ گو باشم

    و هیچ فریاد نزنم

( بهار منصوری)

با اس ام اس 

چه زیبا می نویسی دوستت دارم !

 

موهـــایــم را /   شبیـه دسـت خـط تو بافــته ام ....

( ناشناس )

( عنوان پست از رضا محبی ) 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 17:12  توسط غریبه  | 

در دام غمت چو مرغ وحشی / می پیچم و سخت می‌شود دام

 

تابستان به خورشید داغ اش می نازد 

 من به لبخند گرم تو !

از فصل گرم سال بیزارم 

اما

تابستان نفس هایت را 

دوست دارم 

( سارا شاهدی )

تابستان یعنی مقایسه آتش بازی خورشید و چشم های تو . . . 

 

دلتنگی یعنی

غروب باشد، دل‌اَت گرفته باشد؛ او نباشد

و تو

جای او هم به تماشا نشسته باشی!

( رضا کاظمی )

 

( عنوان پست از سعدی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت 15:43  توسط غریبه  | 

فقیر منم که ندارمت !!

 



تب و لرز که می‌کنم

 انگار لحظه‌ای در آغوشم می‌گیری

لحظه‌ای بعد دور می‌شوی!

( بهمن عطایی)

بیماری آنچنان در آغوشم گرفته

که حس میکنم

تاب دوری مرا حتی برای لحظه ایی ندارد !!!

 

ﺍﺯ ﺍینـﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ 

ﺗﺎ ﺁنـجا ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ 

ﻭﺟﺐ 

ﺑﻪ 

ﻭﺟﺐ 

ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ … 

 

"ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺭﺯﻡ ﺁﺭﺍ"

( عنوان پست از افشین صالحی )

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 13:16  توسط غریبه  | 

مطالب قدیمی‌تر