عطر گل مریم

عطر گل مریم

وقتی هستی خوب ، خوبم

نفس های تو را 

آن روزها در شیشه پر کردم !

هوای روزهای بودنت را 

همچنان دارم .. .

( امید صباغ نو)

هوای امروز شهر دیدنی است .

عشق بازی باران و ابر ، آسمان و زمین 

بوسه ی داغ باران بر گونه های شهر دود گرفته . . . 

روزی اگر سهم کسی بودی 

دعا کن 

من کور باشم 

کور باشم 

کور باشم . . . 

( نجمه زارع )

ولی هوای ما همیشه قشنگ است . . .

 

صدایت شنیدن دارد 

وقتی می گویی 

جانم .....

( افشین صالحی )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 14:20  توسط غریبه  | 

تو فرق داری با همه ی دنیا / من عاشق این حس تبعیضم

 

پائیز من ، عزیز ِ غم انگیز ِ برگ ریز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت!

 

(سید مهدی موسوی)

سرمان به روزگار گرم بود و پاییز هم تمام شد !

بیا مراقب باشیم این روزگار ، روزهای قشنگ زندگی را از ما نگیرد .

از تو 

شبی  جا مانده در من 

که هرگز صبح نخواهد شد 

( عباس حسین نژاد )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 17:54  توسط غریبه  | 

من بندگی عشق تو را می کنم هنوز / شیطان نگاه توست که زانو نمیزند

 

 

6620047-b.jpg

 

انتظار آمدنت همیشه کنار من است 

پنجره هم خسته از نگاهم شده است . . . 

خیره در غروب بودنم
ارمغان آفتاب توست
در رسیدنت چقدر بوی رفتن است

(سیدعلی میرافضلی)

 

آن‌چنان می‌فشرد فاصله 
راه نفسم 
که اگر زود ..
اگر زود بیایی 
دیر است !

  
(سوگل مشایخی)

 

به خاطر مردم است که می‌گویم
گوش‌هایت را کمی نزدیک دهانم بیار،
دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی هیچ واژه‌ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت ..

(لیلا کردبچه)

 

از کویر آمده‌ام
چشمم از خاطره‌ی ریگ پر است
ابر من باش و دلم را بتکان

(سیدعلی میرافضلی)

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 14:40  توسط غریبه  | 

می ترسم ببارد آسمان / و کنارم نباشی

 

تو به تنهایی

برایم یک جمعیتی 

به تنهایی یک شهری

یک کشوری

و من به اندازه ی چند میلیون نفر

به تو وابسته ام . . . 

(کاظم خوشخو)

دوستت دارم ،

مثل یک مرد !

با این همه که مرد نیستم . . . 

تو میدانی 

حتی اگر کنار من هم نشسته باشی

باز هم دلتنگ تو ام 

حالا ببین 

نبودنت با من چه میکند 

( عباس معروفی)

 

 

دلواپسی لحظات عاشقی را بیشتر از خود عاشقی دوست دارم 

پاییز که می آید 

غم ها انگار 

در دلم کفش و لباس نو می پوشند . . . 

( کاظم خوشخو )

( عنوان پست از نزار قبانی میباشد )

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 10:32  توسط غریبه  | 

پاییز هر چه غم انگیزتر زیباتر

طعم شیرین بودنت مرا وسوسه میکند 

 تا ببینم جنون عاشقی زندگی را چقدر شیرین میکند ؟!

 

من نشستم بروی 

می بخری 

برگردی

ترسم این است 

مسلمان شده باشي جايي

 

مهدي فرجي

عصر تمام روزهایی که ندارمت برای من فرقی با عصر جمعه ندارد .

فرض کن

در آغوشت می مُردم

و مرا همانجا دفن می کردی

چه دلپذیر اگر

فشارِ قبر را بیشتر کنی !



آبا عابدین

فاصله بین ما غوغا میکند حواست هست ؟؟!!

حواس ات هست ! 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 11:16  توسط غریبه  | 

عطر تو این اتاق را پر کرده است ، این هوا ، اون هوای سابق نیست

 

از من پرسید با هم چه نسبتی دارید؟

من خندیدم و گفتم : دوستش دارم !!

ببین چقدر بهم! نزدیک است.

 

 

طعم پاییز و میشه از نسیم صبحگاهی چشید . . . . 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 11:55  توسط غریبه  | 

بیا و برای این دوست داشتن ت فکری بکن جا نمی شود در من !

 

   حتی صدای همین کلاغ پاییزی

         دوست داشتن ات را در من

         تشدید می کند

( عباس حسین نژاد )

 

 

مهرت آنچنان به دلم گره خورده است

 

که هیچ پاییزی نمی توند برگ های باورم را زرد کند .

 

 

 

تو صدایم میزنی و

 

فصلی عوض می شود 

 

و در این چرخه ی ابدی

 

من هنوز

 

به دنبال سیاه چاله ای

 

برای پرت شدن

 

به جهان تو می‌گردم

( مریم ملک دار)

( عنوان پست از عباس حسین نژاد )

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 15:43  توسط غریبه  | 

فالگیر می گفت پاییز امسال می آیی ... و من میشوم خرافاتی ترین آدم روی زمین ...

 

اگر بدانی

وقتی نیستی

چقدر بیهوده ام، تلخم، خراب و هیچم...

اگر بدانی فقط

هیچ وقت نمی روی

حتی به خواب...

( عباس معروفی)

در همان خیابان که از هم جدا شدیم 

همان کافه ،  پشت همان میز هر روز عصر به انتظار می نشینم 

میدانم میایی فقط بگو وقت برگشت کدام لباست را می پوشی !!!

لب های تو
شبیه مسئله های ریاضی
شیرین اند
و من دلم می خواهد
هر بار
از راهی تازه
امتحانشان کنم!

( احسان نصری )

قایقت می شوم

بادبانم باش

بگذار هر چه حرف پشت سرمان می زنند مردم

باد هوا شود دورترمان کند...

 

رضا کاظمی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 15:58  توسط غریبه  | 

لبخند خنک !!!

 

همین که می خواهم باور کنم
همه ی روز هایی را که با تو در این خانه زندگی کرده ام
خواب بوده اند..
دکمه ی پیراهنت را پیدا می کنم!

( زهرا  اسکندری) 

 

میشه گرمای مردادی و هوای داغ را 

 با یه لیوان شربت سگنجبین که پر از یخ باشه

طوری که سردی لیوان لبخند را روی لبات بیاره سر کشید !

کنار نامت نقطه میگذارم 

حالا جز ماندن 

راه دیگری نداری . . . 

( رویا نوری)

 

تنهایی مهربان ترم کرده ،

شبیه سربازی که...

از روی برجک دیده بانی

برای تک تیرانداز آن سوی مرز

دست تکان می دهد .

 

(حامد ابراهیم پور)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 17:32  توسط غریبه  | 

کاری که چشمانتــــ با من کرد شاخه نبات با حافظ نکرد!!

گروه اینترنتی ایران سان

بیا  سر همان کوچه که بار اول هم را دیدیم !

میخواهم دوباره عاشقم شوی . . . 

 

دل نــبــــــر

 به فتح یا به ضم "ب" فرقی نمی کند

هر دویش جرم است!

 

بهمن عطایی

 

زن است دیگر بعضی اوقات بی دلیل بداخلاقی میکند .

 

جـــای خالیتـــــ را

نه کتاب پـــر می کند

نه چیپــس و ماست

و نه حتی سیگـــار...

مـــن دلــــم بغــــل می خواهـــد...!

ناصر رعیت نواز

ببخشید که دوست داشتنم باعث آزارت میشود 

 

می‌ آیــی‌ قــایـــم بـاشکــــ بــازی کنیم؟

مــن چشــم بــر زیبــایی‌ تـو بگــذارم

و  تــــو

آرام در آغــوشــــم پــنـــهان شـــو!

(بهرنگ قاسمی)

 

( شعر عنوان پست از ناصر رعیت نواز )

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 14:25  توسط غریبه  | 

مطالب قدیمی‌تر