تبليغاتX
عطر گل مریم
 
عطر گل مریم
 
 

دوست داشتنت  مقدس ترین عبادت است .

وقتی زمزمه دوستت دارم های بی وقفه ات به نرمی در گوش راستم طنین می اندازد .

باور کن هیچ کجای دنیا
بوسه
برای اتفاق افتادن نیست
همان طور که تو
برای رفتن نبودی
به خدا راست می گویم
وقتی دست هایت مال من نیست
خط عمر کف دستم
روز به روز کوتاه تر می شود

 

( مهدیه لطیفی )

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 10:3  توسط غریبه  | 
 

میخواهم مات نگاه تو شوم

وقتی در کیش و آیین عاشقی تو غرق شدم ...........

 

 

 

لبخندت را

برای داوینچی

و رازهای عاشقانه‌ات را

برای ون گوگ

بفرست

برای من

تنها

به اندازه‌ی گنجاندن یک نام

- در قلبت-

جا بگذار

 

سيد ضيالدين شفيعي

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 10:33  توسط غریبه  | 
 

چشم انتظار حضورت

لحظه ها را مي شمارم !

سعي كن زودتر بيايي

من فقط تا ۱۰۰ بلدم . . . .

خوشبختی


غزلي ست


که برای چشمهای تو


سروده می شود!


من وزن و قافيه ام را باخته ام

که سپيد می نويسم!

مرتضي محمودي

  نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 16:0  توسط غریبه  | 
 

پشت حادثه چشمانت پنهان میشوم

 

مرا از گرگ و میش بغضم فریاد بزن !

 

دستم بگیر

دارم به یادت ...

 

               ... می افتم

( سینا به منش )

  نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 16:20  توسط غریبه  | 
 

 با عشقت به دلم

آتش میزنی !

بی خیالیت آزارم نمیدهد

فقط

در میان آتش

جرعه ای از لبانت میخواهم . . .

 

آب می شوی برف


وقتی بشنوی چه به روز من آوردی

 

( شمس لنگرودی )

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:13  توسط غریبه  | 
 

پروانه اي ميشوم

در ميان گلبرگ هاي تنت ،

مراقبم باش

نفشاري ام . . . .

 

دل
دلیلی نبود
  برای لیلی

ممنون مجنونم
مدیون دیوانگی

که هنوز
       عاشقم

(سينا به منش)

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 10:7  توسط غریبه  | 
 

میروم دریا !

برایت سوغاتی نه صدای بی تاب موج ،   نه انبوه ابرهاي تيره ، نه يك دل به دريا زده ،

نه بي قراري  آبي دريا  ، نه برگ هاي پاييزي بارون خورده ،

كه فقط برايت عطر نارنج و كلوچه ي شيرين مي آورم .

 

 

عاشق شو

و شعرهای ناتمامِ مرا

                          تمام کن!

( رضا كاظمي )

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:23  توسط غریبه  | 
 

آمده بودم تلافی کنم


تمام آن همه لب را


که باز نکردم


برای گفتن یک حرف ساده


اما سخت :


دوستت دارم

( موسا مقدم )

ميخواهم روزي هزار بار بنويسم دوستت دارم مثل جريمه هاي زمان كودكي !

فقط بخاطر اينكه داشتمت و نگفتم دوستت دارم .......

مهربانم مي كند

با اين آتش

صداي تو كه مي بارد

 ورنه

هفت دريا حريف نيست

حریق  دلم را

( موسا مقدم )

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 8:41  توسط غریبه  | 
 

کاری نکن که در این سردی و دلگیری پاییزی تنهای، تنها شوم !

تو كه نميخواهي من زير نم نم باران  ،

روي برگ هاي ريخته شده  در كف خيابان ،

در غروب سرد پاييز  فقط با خيالت  از اول خيابان ولي عصر تا انتهاي آن قدم بزنم !

تو كه نميخواهي كاري كني كه من فقط با خيالت باشم ! ميخواهي ؟؟

 

آن‌قدر خلاف موج  شنا خواهم كرد

تا رودخانه مسيرش را عوض كند


يا غرق شوم

در خوابي

كه براي تو ديده‌ام

( شهاب مقربين )

 

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:20  توسط غریبه  | 
 

 

می خواهم از مدار چشمانت

به

استوایی ترین نقطه آغوشت برسم ..............

 

بیا که بی دست تو

نوازش هم شکنجه است . . .

 

(رویا وکیلی )

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:24  توسط غریبه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM