عطر گل مریم

عطر گل مریم

من درد دارم شانه ای مردانه میخواهم . . .

 

 

امروز آخرین روز از اولین ماه فصل تابستان بود .

وقتی از گرمای وحشتناک هوا کلافه میشوم 

خنکای نگاه چشم های عسلی ات  بدجور به دل می نشیند !

دو چشم

تنها دو چشم کوچک داشتم

و این برای دنبال کسی گشتن

در جهانی که خیلی بزرگ بود

میان اینهمه آدم

خیلی

خیلی

کم بود .  

( رویا شاه حسین زاده )

 

دلم هوای دریا کرده! کاش یکی مرا مهمان وسعت زلالش میکرد .

 

دریایی بی کران است
آغوش تو

و من همچون رودی بی قرار
به هر دری می زنم
تا به سوی تو سرازیر شوم

( احسان نصری )

تقدیم به کسی که مرا به شعر پیوند میزند 

 

 

شعر تنها دسته گلی ست

 

که من در غیبت تو

 

هر روز

 

به آب می دهم..

 

 (ماندانا پیرزاده)

( عنوان پست از علیرضا بدیع زاده )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 20:37  توسط غریبه  | 

دارد هِی دوُرِ خودَش می‌چرخد/ نگفتم ‌که این‌همه راه نرو / هوایی‌می‌شود زمین

 

 

امروز بی خودی  دلم گرفته و بی حوصله ام !

 

شاید
این برای بی‌ نهایت مین بار است
که می گویم دوستت دارم

با دارم دارم که آغوش پر نمی شود
کمی‌ نزدیکتر بیا خسیس...

(بهرنگ قاسمی)

 

هوای گرم کلافه ام میکند !

جلوی باد کولر یخ میکنم !

هیچ آهنگی شادم نمیکند !

با هیچ بغضی گریه ام نمیگیرد !

 

تو را باید به دستور زبان اضافه کنند،
تو
ضمیر ناخودآگاه شعرهای منی...

(کامران رسول زاده)

 

گوشه ی زندگیم جای کسی خالی ست .

 

وقتي مي گويند نيست
كاغذ را گفته باشند يا برق را
فرق ندارد
من ياد تو مي افتم...

(علیرضا روشن)

خوشبختی مثل ماهی قرمز سفره هفت سین است 

یا زود می میرد  یا از دستتمان فرار میکند !!!

هر شب که می خوابم
می گویم صبح که آمدی
با شاخه ای گل سرخ
وانمود میکنم هیچ دلتنگ نبودم

صبح که بیدار میشوم
می گویم
شب
با چمدانی بزرگ می آید
و دیگر نمی رود

(کیکاووس یاکیده)

( عنوان پست از افشین صالحی )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 15:6  توسط غریبه  | 

در جمله سازي لبهايت / از ماضي بعيد بيزارم / دلم يك حال ساده مي خواهد !

 

 

 

تمام فاصله ها را بردار 

چشمان من دور را نمی بینند 

برای دیدنت نزدیک تر بیا !!!

 

تو قول بده گرگ بشوی

          و به گله دل من بزنی

من قسم می خورم

چوپان دروغ گو باشم

    و هیچ فریاد نزنم

( بهار منصوری)

با اس ام اس 

چه زیبا می نویسی دوستت دارم !

 

موهـــایــم را /   شبیـه دسـت خـط تو بافــته ام ....

( ناشناس )

( عنوان پست از رضا محبی ) 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 17:12  توسط غریبه  | 

در دام غمت چو مرغ وحشی / می پیچم و سخت می‌شود دام

 

تابستان به خورشید داغ اش می نازد 

 من به لبخند گرم تو !

از فصل گرم سال بیزارم 

اما

تابستان نفس هایت را 

دوست دارم 

( سارا شاهدی )

تابستان یعنی مقایسه آتش بازی خورشید و چشم های تو . . . 

 

دلتنگی یعنی

غروب باشد، دل‌اَت گرفته باشد؛ او نباشد

و تو

جای او هم به تماشا نشسته باشی!

( رضا کاظمی )

 

( عنوان پست از سعدی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت 15:43  توسط غریبه  | 

فقیر منم که ندارمت !!

 



تب و لرز که می‌کنم

 انگار لحظه‌ای در آغوشم می‌گیری

لحظه‌ای بعد دور می‌شوی!

( بهمن عطایی)

بیماری آنچنان در آغوشم گرفته

که حس میکنم

تاب دوری مرا حتی برای لحظه ایی ندارد !!!

 

ﺍﺯ ﺍینـﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ 

ﺗﺎ ﺁنـجا ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ 

ﻭﺟﺐ 

ﺑﻪ 

ﻭﺟﺐ 

ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ … 

 

"ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺭﺯﻡ ﺁﺭﺍ"

( عنوان پست از افشین صالحی )

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 13:16  توسط غریبه  | 

کلافه که میشوی دنیا دور سر من می چرخد . . .

  

بهار به اردیبهشت اش  می نازد 

من به دوست داشتن تو . . . 

( بهمن عطایی)

 

از خدا خواسته ام

کمی حوصله برای تو 

خیلی زیاد تو را برای من بیاورد . . . 

 

زمین گرد نیست

مثلثی است که اضلاعش 

دستان توست

جایی که من را 

از تمام جهان 

جدا کردی

 

زمین

مشتی کوچک است 

تپنده و تاریک 

که در میان تنم 

رد پاهای تو را 

حبس کرده است! 

( مرضیه احرامی )

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 16:57  توسط غریبه  | 

شهید نیستم اما تو کوچه‌ی خود را / به پاسِ این‌همه سرگشتگی به نامم کن!

 

برو

هر جا میخواهی برو

اما

دورتر از یک نفس نرو

( عباس معروفی) 

 

یک زن عاشقانه هایش مثل خودش ظریف و شکننده است 

با کوچکترین بی محلی ، بی تفاوتی  فرو میریزد و میشکند . 

 

در من طلوع کن         در من غروب کن 

            در من آشیانه بساز 

ریشه کن            بارور شو

        عاشق  شو 

شاعر  شو      شعر بساز 

      شعر بخوان 

در من آسمان آبی باش

ابر باش        باران باش

     عمق دریا باش

در من مثل یک شهر باش

شلوغ باش 

گاهی اگر شد   کوچه ای بن بست باش

شاد باش 

بخند              بخند          بخند 

و دلت اگر گرفت 

سر بر سینه ام بگذار

به صدای قلبی گوش کن 

که میخواهد تو در وجودش طلوع کنی 

غروب کنی 

آشیانه بسازی

شعر بسازی

بباری 

بتابی 

بخندی     بخندی     بخندی 

و گاهی اگر دلت گرفت 

سر بر سینه اش بگذاری

 

( نیکی فیروز کوهی )

( عنوان پست از علیرضا بدیع)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 14:58  توسط غریبه  | 

گفتی که جان دهی به عوض بوسه‌ای دهم/ این خون‌بهاست، مزدِ وفا را چه می‌کنی؟

شعبده نیست 

اصلن دست من نیست 

چال که می افتد گونه ات 

بوسه 

خودش بروز می کند 

( شهریار  بهروز)


دلخوشم به لحظه های کوتاهی که 

 از ته دل کنار تو میخندم 

از ته دل کنار من میخندی 

مردانه تر عاشقم باش

تا ببینی 

برای دیوانگی هایت

چقدر زنم 

 ( نگار الهی )


کاش میشد بهار تا آخر سال بماند 


بهار همین دست های ماست 

ساقه ی انگشتانم 

در همسایگی پیچک انگشتانت 

شکوفه می دهد 

( هوروش آوا )


( عنوان پست از ندیم مازندرانی )



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 17:10  توسط غریبه  | 

اردیبهشت




مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم .

نبودنت

دود می شد

و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه 

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم

و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما نامرد هم نیستم

 زنم

و نبودنت

پیرهنم شده است 

(رویا شاه حسین زاده )

هوای اردیبهشت  من و غرق  لذت کرده .

شما را چطور؟؟؟

خدا

از رگ گردن،

 به من نزدیک تر است 

مثل تو 

که روی نقشه

دو بندِ انگشت 

از من فاصله داری!

(بهناز باغساز)

دلم میخواست امروز بساط بر میداشتم و میرفتم توی پارک !

دلم طبیعت میخواد از نوع  قشنگش !!!

زمین را هم که دور میزنم 

دور آخر به تو میرسم 

مگر نه اینکه همیشه آخر همه چیز خوب است . . . 

( نسترن وثوقی)



+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 13:41  توسط غریبه  | 

من شعرهایم را از لب های تو می دزدم




به آخر رسیدن فروردین به معنی تموم شدن بهار نیست 

بهار با  اردیبهشت  تازه تماشایی تر میشود . . . 


بیا بشمریم ببینیم ،

از همین حالا تا صبح ،

دل تو بیشتر سراغ مرا میگیرد ،

یا دل من سراغ تو را . . . 


(سید رضا حسینی پور)


دل بهونه گیرم 

با هیچ وعده ایی آروم نمیشه

جز نگاه تو . . . 


یک روز عاقبت 

خط ته فنجان قهوه ات را 

یاد خواهم گرفت 

آن وقت 

تمام چیزهایی را که دلت میخواهد 

آنجا بخوانی - یواشکی - برایت می نویسم 

و لابلایش تمام چیزهایی که خودم میخواهم . . . 

( شهرام زرگر)


( عنوان پست از زانیار)


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 15:2  توسط غریبه  | 

مطالب قدیمی‌تر